جمال الدين محمد الخوانساري

113

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

اگر بودى اين كه أهل علم برداشته بودند آنرا بحقّ آن هر آينه دوست مىداشت ايشان را خدا وفرشتگان أو ، وليكن ايشان برداشته‌اند آنرا از براي طلب دنيا ، پس دشمن داشته ايشان را خداى بلند مرتبه ، وخوار شده‌اند بر أو . مراد مذمّت جمعيست از علما كه طلب علم را از براي دنيا كرده باشند . 7582 لو انّ العباد حين جهلوا وقفوا لم يكفروا ولم يضلّوا . اگر اين كه بندگان هنگامى كه ندانند مىايستادند كافر نمىشدند وگمراه نمىشدند ، يعنى اگر بندگان وقتي كه چيزى را ندانند هرگاه بشنوند مىايستادند وانكار نمىكردند هرگز كافر وگمراه نمىشدند بلكه اگر چيزى باشد كه اعتقاد بآن ضرور باشد حق تعالى بر ايشان ظاهر كند تا كافر وگمراه نباشند امّا هرگاه انكار كنند وحكم ببطلان آن كنند بىدليل وبرهاني ، اين از راه تعصب وعنادست ، وبا وجود آن گاه هست كه حق تعالى ايشان را بخود وامىگذارد وحقّ را بر ايشان ظاهر نمىكند پس هرگاه آن امرى باشد كه اعتقاد بآن ضرور باشد بسبب انكار آن كافر وگمراه ميشوند ، وممكن است كه مراد خصوص حكم إمامت باشد واين كه هرگاه آنرا ندانند هرگاه بايستند وتوقّف كنند كافر وگمراه نمىشوند ، يعنى گمراهى زيادى مانند گمراهى كافر بلكه مستضعف خواهند بود امّا هرگاه توقّف نكنند وبامامت أئمهء ضلال قائل شوند ايشان كافر شوند يا در حقيقت بنا بر قول بكفر ايشان ، ويا بمنزلهء كافر بنا بر قول مشهور ، وممكن است كه « يضلّوا » از باب افعال خوانده شود وترجمه اين باشد كه « كافر نمىشدند وگمراه نمىگردانيدند ديگران را » وبنا بر اين احتياج نيست بتخصيصى كه در توجيه « گمراه نمىشدند » شد واللّه تعالى يعلم . 7583 لو انّ النّاس حين عصوا انابوا واستغفروا لم يعذّبوا ولم يهلكوا . اگر اين كه مردم هنگامى كه عصيان مىكردند بازگشت مىكردند وطلب آمرزش مىنمودند عذاب كرده نمىشدند وهلاك نمىشدند .